دختر سی دی فروش (داستان كوتاه و آموزنده)

پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون… بعد از یک ماه پسرک مرد… وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد…

دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد… میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد!

آبشار زيباي " جلنگ جیلینگ "

نمي دانيم نام جلنگ جلينگ به چه منظور بر اين منطقه ي زيباي تفريحي نهاده شده و از چه زمانی این نام رواج پیدا کرده است. در حالیکه اهالی روستای تیلک به آن" جِلنگ جیلینگ " می گویند اما مردم دوسرشمار به آن " امدوا " می گویند اما چشمه و آبشار جلنگ جلينگ در شرق روستای تیلک و غرب روستاي پايين ده و جنوب غربی منطقه دوسرشمار قرار دارد .

اين تفريحگاه دارای ویژگی های منحصر بفرد و چشم انداز زيبائي است که به آن اشاره می کنیم :

- نزديكي به پنج روستای منطقه به ترتيب فاصله " پايين ده – قلعه – بالاده – تيله بن و تيلك " . به همين خاطر این منطقه زیبا اولويت اول جهت تفريح اهالي منطقه به ویژه خانواده ها مي باشد .

-  وجود آبشار ي به همين نام با نمايي زيبا كه از ریزش آب چشمه جلنگ جلينگ با ارتفاع حدود  14 متري به دره كه نشستن در كنار دره پيرامون آبشار خود لذتی دیگر دارد . آب چشمه جلنگ جلينگ درست از زیر ريشه های کلفت درختی جنگلی به بیرون می آید.

- وجود دشت وسيع و باز در اطراف چشمه كه در گذشته زمين هاي كشاورزي متعلق به پايين دهي ها بوده و امروزه چراگاه دام ها شده است.

چند راه دسترسی به اين تفريحگاه وجود دارد : در منطقه دوسرشمار از دشت آيسر يا كرسكلا و عبور از " پایین ده دره " و از روستای تيلك هم از مسیر "پشت امدوا " می توان به این چشمه و آبشار رسید اما اكثر اهالي منطقه دوسرشمار ترجيح مي دهند جهت رفتن به اين تفريحگاه از مسیر روستاي پايين ده بگذرند

متاسفانه این منطقه زیبا نیز از هجوم زباله های گردشگران بومی و غیر بومی در امان نمانده و زباله های تجزیه ناپذیر مثل قوطی پلاستیکی نوشابه و کیسه پلاستکی زباله و قطع سرشاخه های درختان و کندن پای آبشار به هوای یافتن گنج در این منطقه مشاهده شده است و جا دارد همه ما به این مهم توجه کنیم که اینجا منطقه ای بکر و زیباست و یکی از نعمت های خداوند به مردم این منطقه است

دانستنيهاي تيلك

شرایط آب و هوایی:

 تابستانی معتدل و زمستانی سرد و پر برف را دارا میباشد0

وسعت:

در زمان گذشته روستاهای بسیاری در سرزمینی که امروزه تیلک نامیده میشود وجود داشت که میتوان به روستاهایی همچون، روشن آب و اسفی واش ، تروک، دوست خلیل محله، وند چال،عماد آباد(اندوا)، سراج خیل، قلعه کوتی،کاسگر محله ،چالو،و چرگتو000را نام بردکه به علت عواملی همچون زلزله و بیماریهایی همچون وبا و طاعون ازبین رفته و مردمان آن مجبور به ترک این روستاها شدند وامروزه هیچ اثاری جزء نام آنها در طول تاریخ باقی نمانده است0 مردمان تیلک زمینهای زراعی این روستا ها رابه مرور زمان دراختیار گرفته وبه کار کشاورزی مشغول شدند و قلمروی تیلک امروزی چیزی حدود 15 هزار هکتار متر مربع مساحت دارد0

پوشش گیاهی:

بیشتر زمینها ، زیر پوشش جنگلهای راش و بلوط قرار داردوهمچنین دارای مراتع و چمنزارهای زیادی می باشد0 و جالب است بدانید که بخشی از زمینهای این روستا جزء مناطق حفاظت شده ویژه شکاربانی قرار دارد و بهترین گاو کوهی ایران در مراتع وچمنزارها، خصو صا" سیاه گاو سرا(سی گسره)قرار دارد0

بزرگترین نقطه تیلک:

بزرگترین نقطه تیلک ،محلی به نام سلطان کش (چهار نو) که نزدیک به 2900متر ارتفاع دارد و حدود 90 متراز شاهدژ لنگر بلند تراست 

 چشمه ها:

روستای تیلک دارای چشمه سار های فراوانی می باشد و حدود یک بیستم آبی که دررودخانه تجن جریان دارد از روستای تیلک سرچشمه گرفته است و با جرات میتوانم بگویم که این روستا با توجه به وسعتش بهترین آب را به رودخانه تجن میدهد0از چشمه های معروف روستای تیلک میتوان به اسپه اک که بین مرز تیلک و واوسر قرار دارد و به عقیده مردم سبکترین آب این منطقه را دارا میباشد و ازچشمه های دیگر میتوان به چشمه های باریک آب ،چشمه چهار نو، چشمه غلغل توس خوانی، چشمه لنگر ، چشمه سرخ زمین، چشمه گاگلی، چشمه زردک، چشمه یخ پور نسام ، چشمه معروف به سنگ چشمه، لترم چشمه،  چشمه سیاگاو سرا ،چشمه جندگاگلی ،و سرچشمه که از نزدیکترین چشمه خارج از محل به روستا میباشد،را میتوان نام برد0

آبشار:

تنها آبشار روستای تیلک، جلنگ جلینگ که چیزی حدود 15 متر ارتفاع دارد که از چشمه سرخ زمین سرچشمه می گیرد که متاسفانه هر ساله مقداردبی  آب آن به عناوین مختلف رو به کاهش است0

درّه:

از دره های معروف میتوان به درّه نر آب ،  ان دوا درّه،  قلیک درّه،  مجم درّه، و سنگ چشمه دره را نام برد0

 

به نقل از وبلاك : www: tilaki .blogfa.com

تاريخچه تيلك

مختصات جغرافیایی :

روستای تیلک در فاصله 1۱0 کیلومتری ضلع جنوبی شهرستان ساری و از توابع دهستان چهاردانگه قرار دارد

از شمال محدود به روستای سواسره و آغوزگاله ، بالاده و از جنوب محدودبه رودبارک و بخشی ازفولادمحله و از شرق محدود به فولادمحله، واوسر و پایین ده و از غرب وصل به آتنی و بندبن میباشد.

قدمت این روستا سابقه ای حدود 850 ساله دارد که جمعیت ان بالغ بر 850خانوار که به بیش از 4000 نفر میرسيد. بنظر مي رسدمردمان این روستا  بومی این منطقه نیستند و برخی بر این باورند که اصالتا" لر میباشند و برخی دیگرهم اعتقاد بر این دارند که کرد و لر باهم می باشند .اما در کنار این دو دسته گروهی هستند که بر این عقيده اندکه آنها از دهستان تیله کوه خسروی واقع در استان کرمانشاه که  از نقاط مرزی ایران و عراق است به این مکان کوچ نموده اند. اما  یکی از  اهالی این روستا  بنام مرحوم شیخ موسی صالحی معتقد بود که مردم تیلک از کردهای موصل و خانقین عراق هستند و موقعی که میر عماد الدین بنیانگذار سلسله کوچک عمادیه در کوهستان مازندران (دودانگه و چهاردانگه) برعلیه حاکم مغولی گرگان به نام( امیر ولی) قیام کرده و مردم تیلک که از شیعیان موصل بودند از آنجا به کمک میرعمادالدین آمدند و این حرکت عاملی برای اقامت این گروه در این دهستان گردید0اما در کنار این نظریه ها اکثر مردم عوام بر این باورند که از طائفه خلیل هستند که سه برادر بودند که یکی از برادرها به خلیل محله بهشهر رفته و دیگری به ده صوفیان در نزدیکی شهمیرزاد و برادر دیگر به روستای تیلک رفته و در آنجا سکنی گزیده و امروزه مردم این سه روستا یکدیگر ار پسر عمو صدا می زنند و علاقه و محبت برادرانه خاصی نسبت به هم دارند.

شما کیسه خود را چگونه پر می کنید؟ (داستانهاي كوتاه و آموزنده)

یکی از روزها،  پادشاهی سه وزیرش را فراخواند و از آنها درخواست کرد کار عجیبی انجام دهند. از هر وزیر خواست تا کیسه ای برداشته و به باغ قصر برود و اینکه این کیسه ها را  برای پادشاه با میوه ها و محصولات تازه پر کنند. همچنین از آنها خواست که در این کار از هیچ کس کمکی نگیرند و آن را به شخص دیگری واگذار نکنند…

وزرا از دستور شاه تعجب کرده و هر کدام کیسه ای برداشته و به سوی باغ به راه افتادند !!

 وزیر اول که به دنبال راضی کردن شاه بود بهترین میوه ها و با کیفیت ترین محصولات را جمع آوری کرده و پیوسته بهترین را انتخاب می کرد تا اینکه کیسه اش پر شد …

 اما وزیر دوم با خود فکر می کرد که شاه این میوه ها را برای خود نمی خواهد و احتیاجی به آنها ندارد و درون کیسه را نیز نگاه نمی کند، پس با تنبلی و اهمال شروع به جمع کردن نمود و خوب و بد را از هم جدا نمی کرد تا اینکه کیسه را با میوه ها پر نمود …

 و وزیر سوم که اعتقاد داشت شاه به محتویات این کیسه اصلا اهمیتی نمی دهد، کیسه را با علف و برگ درخت و خاشاک پر نمود ...

 روز بعد پادشاه دستور داد که وزیران را به همراه کیسه هایی که پر کرده اند بیاورند و وقتی وزیران نزد شاه آمدند، به سربازانش دستور داد، سه وزیر را گرفته و هر کدام را جدا گانه با کیسه اش به مدت سه ماه زندانی کنند … !!!

.

.

.

حالا شما کیسه خود را چگونه پر می کنید …؟!!

تيله و شيريني(داستان كوتاه و آموزنده )

دختر و پسر كوچكي با هم در حال بازي بودند ، پسر تعدادي تيله براق و خوشرنگ و دختر چند تايي شيريني خوشمزه با خود داشت.

پسر به دختر گفت : من همه تيله هايم را به تو مي دهم و تو هم در عوض همه شيريني هايت را به من بده.

دختر بلافاصله قبول كرد، پسر بدون اين كه دختر متوجه شود، قشنگ ترين تيله را يواشكي زير پايش پنهان كرد و مابقي تيله ها را به دخترك داد. ولي دختر روي قولش ماند و هرچه شيريني داشت، به پسرك داد.

همان شب دختر مثل فرشته ها با آرامش خوابيد؛ ولي پسر نمي توانست بخوابد؛ چون به اين فكر مي كرد همان طور كه خودش بهترين تيله اش را به دختر نداده، حتماً دختر هم چند تا شيريني قايم كرده و همه را به او نداده ! ...!

 

نتيجه اخلاقي :

عذاب وجدان هميشه با كسي است كه صادق نيست.

آرامش با كسي است كه صادق است.

 

شعر طنز ماه مبارك رمضان

سحرگاهان به قصد روزه داری          شدم بیدار از خواب و خماری

  برایم سفره ای الوان گشودند           به آن هر لحظه چیزی را فزودند

برنج و مرغ و سوپ وآش رشته         سُس و استیک با نان برشته

خلاصه لقمه ای از هرچه دیدم           کمی از این کمی از آن چشیدم

پس از آن ماست را کردم سرازیر        درون معده ام با اندکی سیر

وختم حمله ام با یک دو آروغ              بشد اعلام بعداز خوردن دوغ

سپس یک چای دبش قند پهلو           به من دادند با یک دانه لیمو

خلاصه روزه را آغاز کردم                   برای اهل خانه ناز کردم

برای اینکه یابم صبر و طاقت              نمودم صبح تا شب استراحت

دوپرس ِ کلّه پاچه با دو کوکا              کمی یخدر بهشت یک خورده حلوا

به افطاری برایم شد فراهم              زدم تو رگ کمی از زولبیا هم

وسی روزی به این منوال طی شد    نفهمیدم که کی آمد و کی شد

به زحمت صبح خود را شام کردم       به خود سازی ولی اقدام کردم

به شعبان من به وزن شصت بودم     به ماه روزه ده کیلو فزودم

اگرچه رد شدم در این عبادت             به خود سازی ولیکن کردم عادت

خدایا ای خدای مهر و ناهید                بده توش و توانی را به« جاوید»

که گیرد سالیان سال روزه                اگرچه او شود از دم رفوزه

نمك خوارگي و نمك شناسي (ریشه ضرب المثل)

يكي از مهمترين مظاهر احساسات عاليه بشري رعايت حق خدمت و قبول منت ارباب لطف و محبت است كه در عرف اصطلاح عامه به حق نمك خوارگي و نمك شناسي تعبير شده است.
حق نان و نمك در نظر رادمردان پاكدل از حقوق مسلمه و لازم التباع و خلاصه از جمله كمالات انساني شناخته شده است.
پاكبازان عالم را اگر پاي جان در ميان باشد از ايثارش در مقام نان و نمك باكي ندارند زيرا جان را مايه حيات ولي نمك شناسي را پايه و اساس مردي و مردانگي مي دانند. اگر چنين نبود نمك خوارگي و نمك شناسي صورت ضرب المثل پيدا نمي كرد.


اما ريشه تاريخي آن:
يعقوب ليث سردودمان سلسله صفاري اولين سردار نامدار ايراني است كه از قبول تسلط و سيادت خلفاي بني عباس سرباز زد و سلسله مستقل ايراني را تشكيل داد.

ادامه نوشته

دختر کشاورز  (داستان کوتاه و پند آموز )

روزگاری یک کشاورز در روستایی زندگی می کرد که باید پول زیادی را که از یک پیرمرد قرض گرفته بود، پس می داد. کشاورز دختر زیبایی داشت که خیلی ها آرزوی ازدواج با او را داشتند. وقتی پیرمرد طمع کار متوجه شد کشاورز نمی تواند پول او را پس بدهد، پیشنهاد یک معامله کرد و گفت اگر با دختر کشاورز ازدواج کند بدهی او را می بخشد، و دخترش از شنیدن این حرف به وحشت افتاد و پیرمرد کلاه بردار برای اینکه حسن نیت خود را نشان بدهد گفت:  اصلا یک کاری می کنیم، من یک سنگریزه سفید و یک سنگریزه سیاه در کیسه ای خالی می اندازم، دختر تو باید با چشمان بسته یکی از این دو را بیرون بیاورد. اگر سنگریزه سیاه را بیرون آورد باید همسر من بشود و بدهی بخشیده می شود و اگر سنگریزه سفید را بیرون آورد لازم نیست که با من ازدواج کند و بدهی نیز بخشیده می شود، اما اگر او حاضر به انجام این کار نشود باید پدر به زندان برود...

ادامه نوشته